الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

320

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

از شش سالگى تحت تربيت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله قرار گرفته بوده است و در اين صورت ، صحيح است كه او هفت سال قبل از مردم به پرستش خداى متعال پرداخته است . » « 1 » ( 1 ) كلينى با سندى از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه گفت : از امام على بن حسين عليهما السّلام سؤال كردم كه حضرت على عليه السّلام در چند سالگى مسلمان شد ؟ او فرمود : مگر حضرت على عليه السّلام هيچ‌گاه كافر بوده است ؟ ! همانا وقتى كه خداوند پيامبرش را مبعوث كرد ، على عليه السّلام ده‌ساله بود و در آن هنگام كافر نبود ، بلكه به خداى تبارك و تعالى و رسولش ايمان آورد و در ايمان آوردن به خدا و رسولش و اقامهء نماز سه سال از تمام مردم سبقت گرفت و اولين نمازى را كه با رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به جاى آورد ، دو ركعت نماز ظهر بود . « 2 » ( 2 ) شيخ مفيد در ارشاد با سند خود از يحيى بن عفيف بن قيس كندى ، از پدرش عفيف نقل كرده است كه گفت : قبل از آن كه دعوت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله علنى شود با عباس بن عبد المطلّب در مكّه نشسته بودم ، در اين حال جوانى پيش آمد و به خورشيد كه در حال زوال بود ، نگاه كرد . پس از آن رو به كعبه به نماز ايستاد ، پس از لحظه‌اى نوجوانى پيش آمد و در سمت راست او ايستاد و سپس زنى آمد و پشت سر آنها ايستاد . آن جوان به ركوع رفت و آن نوجوان و زن هم به ركوع رفتند و سپس آن جوان از ركوع بلند شد و آن دو نفر هم همين كار را كردند . سپس او سجده كرد و آنها هم با او سجده كردند . من گفتم : اى عباس ، امر عظيمى است ! عباس گفت : بله امر عظيمى است . آيا مىدانى كه اينها چه كسانى هستند ؟ اين جوان محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلّب ، برادرزادهء من است و اين نوجوان على بن ابى طالب ، برادرزادهء ديگر من و اين زن هم خديجه دختر خويلد مىباشد . ( 3 ) برادرزاده‌ام به من گفته است كه پروردگار آسمان‌ها و زمين به او دستور داده است كه از اين دين پيروى كند و به خدا قسم كه در تمام دنيا كسى به غير از اين سه نفر به اين دين عقيده ندارد . « 3 »

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 15 . ( 2 ) . روضهء كافى ، ص 279 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 30 - 31 و قديمىترين كسى كه در اين مورد بحث كرده است ، متكلم معتزلى متقدّم ، شيخ ابو جعفر اسكافى ( متوفّى 240 ه ق ) بوده است كه در كتابش : المعيار و الموازنه ، ص 66 - 78 با تحقيق شيخ محمودى به اين مسأله پرداخته است و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه اخبار و نظرات بسيارى را از إسكافى نقل مىكند و همچنين قاضى نعمان مصرى ( ت 363 ه ق ) در كتاب شرح الاخبار ، ص 178 - 191 به اين مسأله پرداخته است .